هرگر نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم……. بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

(ترانه ی از سیاوش قمیشی)

کمک نفس زندگیم...امشب کمی ازمن را دم کن بگذار بجوشم...بخار بشوم ....من بارها از دوست داشتن سخن گفته ام گرچه  می ترسیدم با عشق خاله بازی کنم اما چه کنم عاشق دوست داشتنم...

تو شعرهایم را محاصره کرده ای..تسلیم تسلیمم...اسیر نگاهت میشوم و هر آنچه رو که دارم یعنی احساس هایم را می بخشم..

می خواهم اعتراف کنم..تو که باشی احساس مریم وشقایق و سرو دارم ..

بیا دست دلم را بگیر و راهش ببر، بگذار تاتی تاتی کنم بگذار راه رفتن یاد بگیرد این دل من چند وقتیست فلج اطفال گرفته است !می دانم تو که باشی برایت می دود...

بی تو خوب بلدم دلتنگی را معنا کنم تو که نباشی ساعت دلتنگی وقت و بی وقت کوک می شود وتو که نباشی من و دلتنگی و آهنگی همنشین می شویم و قلم حال نوشتن می گیرد

از پشت این واژها برایت یک سلام پراز مهربانی می فرستم این افق دوست داشتن را نگاه کن بگذار در کلاست سالها درس بخوانم

ماه بزرگ دنیای کوچکم!! ای تصنیف شیرین من ... ای همه غزل وصداقت.تو از واژه های شبنم و حریری ،تو آنژیو گر قلبم هستی ،دریچه های سد آبند(1) احساس هایم  را  باز کن ،صحرای قرق جاارزن(2) دلم را با حرف هایت سیراب کن روی خیابان امام(3) دلم که مستقیم مستقیم است قدم بزن  در فروشگاه شهروند(4) دلم  خرید کن!

من نبض احساس هایم هنوز به سمت تو می زند می خواهم دلم را نذرت بکنم  پس باش همیشه باش تا بودنت را قرقره کنم

باش تا بهتر و بهتر باشم

پی نوشت:

1-سد آبند:سدی در شهرمان سده لنجان

2- صحرای قرق جاارزن:نام صحرای است در کنار همین سدآبند

3-خیابان امام:خیابان اصلی شهرمان

4-فروشگاه شهروند:نام فروشگاهی