و تک جمله های من!

-این روزهاتفکراتم هی لول می خورندهر کاری میکنم یکجا جمع نمی شوند تو بیا کاندیدای شورای مغزم شو! شاید بتوانی کاری برای شهر تفکراتم بکنی!

-دلتنگ پاكي دفتر نقاشي اي هستم كه كودكيم را بكشم

-سادگي را دوست دارم انسان بودن را نيز همچنين گرچه ما آدم هاي مرموز و پيچيده را عاقل مي شماريم

-رفاقتم چند روز پيش دچار زلزله در عمق رگ گردنم شد عجب تكاني داد اما انگار نمي دانست 2 واحد اصول مهندسي زلزله پاس كرده ام و ماندگارم

-می دانم دستم نمک ندارد نه برای تو برای خیلی ها، برو و من را فراموش کن من پراز زمستان های طولانیم برو ای دوست برو

-از تو كه دور مي شوم هوس واژه و كاغذ ميكنم.....

-مهربان من!چقدر نزدیکی و دست نیافتنی.آنقدر ساده ای که می گویم دستانم یک ستاره به تو راه دارند!

-مي خواهم بروم آنجايي كه شرابم نبرده مرا!! تو جايي سراغ نداري ؟بيلط بي خيالي نداري؟

-خاطره ها منتظر دست هایی هستند که جان دوباره ای بهشون بدند  می دانم که کوچه ای تنهایی ام دلواپس خاطره هاست و آن کوچه ،کوچه ی است که عصاری می نامیدندش.آره !کجایی منوچهر که ببینی کوچه عصاری هم خیابان شد!!

-قلیانی چاق کن بگذار آنچه را من می بینم و دیگران نمی بینند در دودها  هوا کنم

-احساسم هیچ رنگی نیست درگیر گم رنگیست....

 -غزلم ردیف نمی گیرد قافیه هم ندارد در بی مزگی شعرهایم گیر کرده ام ،نه من شاعر می شوم و نه تو

چون که از همیشه دیوونه ترم با من باش

چون که آبروی عشق و میخرم با من باش

اردیبهشتیم...

من چه ملتمسانه نگاهت طلائی ات را با هزارن تمنا جستجو می کنم
و قصه تنهائی را در آسمان آبی نگاهت در میان میگذارم
میدانم که میدانی...
نسیم اشکی که در نگاهت موج می زد،بارانی از عشق بود برای باغ رویاهایم .
اردیبهشتیم..
بی شک دلتنگی.. تنهائی،سکوت، مهتاب، و ساعت صفر عاشقی،نابترین لحظه هایی را می سازند که قلم را یارای جولان بر عرصه کاغذ است و من امشب باز بر آن شدم تا از یک واژه آشنا برای دلم بنویسم

رفیق دلم!
می دانی که چشم هنگامی زیباست که مملو از اشک باشد و اشک زمانی زیباست که به خاطر عشق بریزد
امشب از آسمان نیلی دلم با تو سخن می گویم و بارها نامت را به زبان می آورم
گاهی دلم برای  غروب های با تو بودن و برای باران هایی که بوی تو میدهند و برای نیمکتی که پر از خاطره هایی که دوست داشتن را به نظاره می نشستند و آلاچیقی که همیشه صدای قهقه اش خواب را از کلاغها می گرفت و از بوی عشق لبریز بود عجیب تنگ می شود
 دلتنگی و قتی به نام تو باشد را دوست دارم

و اردیبهشت را به نام تو دوست دارم...

پس... باش تا بهتر و بهتر باشم ...باش تا از این همه سر باشم

باش تا هق هق من بند بیاد باش که چشمک من آفتاب میخواد

پ ن:

صدای بهم خوردن بال معصوم فرشته ها می آید انگار آمدن تو نزدیکست. لمس ِبودنت مبارک

باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم آمدنت مبارک...

برقرار باشی و سبز....