حرف هایی از صندوقچه ی دل من....
- مرداد که می شود دلم میخواهد به تو برسم اما نمی شود،مثل زمین که دور خورشید می چرخد و هر گز به او نمی رسد
- برای نگاهت ازبانک دلم چک می کشم بدون تاریخ و بدون مبلغ ،قیمت نگاهت چند است؟؟؟
- هر چند این جمله شعاریست...اما مغناطیس، فقط چشمهایت
- این جام شاعرانگی را بیادت می نوشم و این شعر را بیادت می خوانم:می زن دو سه پیمانه تا چند اسیر دل ای عاقل و فرزانه...
- در این دیار همه چه ساده زود مرد می شوند!!و چه ساده نامرد!! و چه ساده بازاریست..
- جلوی آیینه که می ایستم معلم خوبی می شوم....
- تو که نباشی می خواهم خاطراتتم را به مزایده بگذازم!!!
- با دلم که شطرنج بازی میکنی چقدر زیبا می شود...
- کلافه شدم کلاغ همسایه چند روزیست مدام غار غار می کند اما انگاری هنوزم که هنوز است خبری نیست!!!!
- و این روزها هیچ چیزی به چشم هایم کودکانه نیست آخه عمو زنجیر باف ما هم لحاف دوز شده است.!!!!!
- به عکس پدر بزرگم که می نگرم،باغ برج نگاهش ،عجیب تاریخ سده را سوت می کشد!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:11 توسط مجتبی( 7 )
|