عاقبت حکم دلم را میگیرم

پولومش خواهم کردم

بی دغدغه قدم خواهم زد

شعر نخواهم خواند

ادبیات دوستی را در خود می کشم

مثل همه می شوم

سریال های تلوزیون را می بینم

و روزنامه ای اشتراک می شوم

فقط شکل داستان عوض می شود

چشم هایم را لیزیک خواهم کرد

عینک بدبینی را بر میدارم!

و.

.

عاقبت حکم دلم را میگیرم

پولومش خواهم کرد

امضای غربتم را پای تمام این حکم ها می اندازم

و می نویسم:

ما فقط مدعی خوبی هستیم