گاه گویه هایی از سر دلتنگی
از هست چه بی خود می شوم
لحظه لحظه ی رفتن بود، دل به هر چه باد آباد دادن.،باید که می رفتم اختیاری نبود.خسته از فکر روزها، فکر آینده ای که می آید،فکرهای تکراری که باید گاهی از آنها چنان فرار کنم تا برای مدتی جان و انرزی تازه ای بگیرم، برای آینده و روزهای بعدی که می آیند.....
وقتی دلم حسابی می گیرد . دیگر نوشتن هم سیرابم نمی کند . وباید در کوچه پس کوچه ها دنبال ساقی میکده بگردم تاشاید، با دستان او جان تازه ایی بگیرم . اما حس این دل گرفتگی امروز با روزهای مشابه متفاوت بود .،یک روز بی مفهوم روز ی از تبار سیاهی،. نمی دانم هیچ معنایی برایش نیافتم !؟؟!
....حال؛ ساقی کنارم نشسته و من انگار می نخورده مستم ، توهم است. نه!نمی دانم ،شاید هم
از پی حرفهایم چنان مستم
که پیش ساقی سر شکستم
های ساقی من بی خودی زخود مستم
تو در پی چه هستی من مست مستم
دستم احساس خستگی کرد و نگاهم به دفترچه عرق کرده ای زیر بقلم افتاد که ملتمسانه به من نگاه می کرد. دفترکم را باز کردم تا واژه های نفس بریده ی روی برگه های دفترم از مبحس بیرون بیایند و نفس تازه ایی بگیرند .،اما انگار واژه ها هم فهمیدند که هوای اینجاآنچنان گرفته است که دیگر نمی خواهند غزل بشوند یا دست نوشته هایی برای دل خسته ی من!
وای! آنها هم خسته اند !!، پس با این واژ ه های خسته چه می شود کرد و با این دلی که خود را گاهی با این واژها تسکین می داد چه حرفی می شود زد ، ناگهان قلمم بر زمین خورد و من را به خود آورد و لحظه ای که خود را یافتم ساقی را دیدم، می به دست نگاهش با من است.
وای ساقی حرفم ز تو دور شد
دنیایم چه آسان شور شد
ساقیا مستی من چه زود کور شد
تو پیمانه پر کن تازه حرفهایم جور شد
ساقیا امشب دههاپیمانه می خواهم
امشب دنیایی شاعرانه می خواهم
سرمستی بود و وقت شعر خوانی بسم الله شعر مسعود(۱)خود نمایی می کرد :وخدا هم خوابیده است وقت شعر خوانی و بود و غزل مسعود جلوی چشمان بالا و پایین می پرد و نه!! انگاری همه ی واژه ها خسته اند و شاید هم دل شکسته ی من اثرش را بر چشمانم گذاشته باشد. وناگهان چشمم به
خنده ی محمد علی بهمنی(۲ )روی جلد کتابش افتاد وناخودآگاه مرا بسوی خودش کشاند با خود گفتم شاید واژه های این دیار اینگونه باشند اما تا لای کتاب را باز کردم دیدم محمد علی هم می گوید:
.....حرفی برای گفتن اگر بود دیوار ها سکوت نمی کردند
-------------------------------------------------------
استاد عزیزم مسعود ناظم رعایا ۱-
استاد محمد علی بهمنی بهترین غزل سرای ایران۲-