شیرین عقلی دیدم

بدنبال عشقش می گشت

میگفت روزی صدایی گرم.......

گفتم بیا برویم کنج یه شب بشینیم

گریه کنیم

اینجا کسی جنون ما رو جدی نمیگیرد!!

(اردیبهشت سال90)