از دفترخاطراتم...
شیرین عقلی دیدم
بدنبال عشقش می گشت
میگفت روزی صدایی گرم.......
گفتم بیا برویم کنج یه شب بشینیم
گریه کنیم
اینجا کسی جنون ما رو جدی نمیگیرد!!
(اردیبهشت سال90)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت 22:8 توسط مجتبی( 7 )
|