بعدظهر روز یک پاییزی برای دیدن فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند(محبوب‌ترین فیلم جشنواره سی‌و‌یکم فیلم فجر از نگاه بینندگان‌ و برنده سیمرغ کریستال تماشاچیان)شال و کلاه کردیم و به سمت اصفهان رفتیم در راه با خودم فکر می کردم که این فیلم هم مثل بیشتر فیلم های این روزهای سینمای ایران کلیشه ای است و بی محتوا بالاخره رسیدیم و با کلی گشت و گذار جایی برای پارک ماشین پیدا کردم و با خرید تنقلات خودمان را آماده ی دیدن فیلمی کردیم که کارگردانش پوران درخشنده بود وبازیگرانی داشت که بیشترموقعه ها محبوب خانم کارگردان می باشند.

اما خلاصه ای از فیلم این است که :

 دختری با توجه به سهل انگاری پدر  ومادر  در بچگی مورد اذیت و آزار فردی قرار میگیرد و به حدی از این اتفاق دچار وحشت و ترس می شود که حتی در بزرگسالی نیز این ترس و خاطره بد در ذهنش باقی می ماند. حالا شیرین که دختر بزرگی شده و دوبار هم تا آستانه ازدواج رفته، فاجعه ای به بار می آورد که ریشه در ترس او در اتفاقات دوران کودکی اش دارد، شیرین  سرایدار ساختمان را می بیند که در حال آزار  و اذیت بچه ای می باشد که باسابقه و مشکل روانی که از کودکی با خودش داشت در شب ازدواجش با مرد سرایدارکه در حال آزار و اذیت بچه ی بود درگیر می شود و این منجر به مرگ سرایدار می شود....

اگر بخوام یک جور دیگه خلاصشو بگم اینه که، شیرین نوعروسی است که در شب عروسی خود مرتکب قتل فردی می‌شود که تاکنون او را نه ندیده بود.نه می شناخت. در جریان بررسی پرونده قتل معلوم می‌شود که شیرین در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته و مابقی ماجرا.....

در مورد موضوع و بحث فرهنگی فیلم چند نکته است که در زیر می آورم:

خانم پوران درخشنده در این ساخته خود با تابوشکنی، نخست به بررسی مسئله تجاوز به عنف و تجاوز به کودکان و در ادامه به صورت بسیار جدی به مسئله جرم‌شناسی و بستر وقوع جرائم ها در اجتماع ایران و همچنین به مشکلات مدرسه و معلم ومسئله آموزشی پرداخته است که این مشخصه ها به خودی خود قابل تأمل و از ویژگی‌های بارز این فیلم است.

چرا این دختر باید این مشکلش را مخفی نگه دارد و در طول این همه سال بازگویش نکند..!

هیس دخترها فریادنمی زنند  ازتجاوز به کودکان نشان می دهد تا سکوت در مقابل خیانت برای حفظ آبروداری را به چالش بکشد.
کارگردان فیلم به عنوان مشکل اصلی داستان تجاوزهایی را تعریف می‌کند اما سکوت بزرگ دختران ما قابل گسترش حتی به مسائل جزئی‌تر و کوچکتر  است. باید قبول کرد که ایران به رغم این‌که با آن گذشته‌ی سنتی و مردسالارانه‌اش فاصله گرفته اما هنوز از آن جدا نشده است. نگاه زنانه‌ی هیس دخترها فریاد نمی زنند این موضوع را نشان میدهد که به هر دلیلی نگاه مردسالارانه‌ی  ما را به توصیف و نقد می کند. این‌که چرا باید کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته ترس از بازگو کردن مسئله داشته باشد؟ چرا تقریبا باید مطمئن باشد به محض طرح مسئله آبروی خودش و خانواده‌اش می‌رود و از سوی جامعه طرد و دور می‌شود؟ او به عنوان یک قربانی چرا باید پیش از طرح ماجرایش خود را محکوم بداند؟و چرا پدری که میداند به فرزندش تجاوز شده است برای حفظ آبروی خود از بازگو کردن و کمک کردن حتی به شخصی که تجاوز گر فرزندش را به قتل رسانده دریغ می کند....

  اگر باز هم در جامعه عامه ریزتر بشیم  و کسانی که با موردی مانند شیرین(بازیگر نقش اصلی فیلم)برخورد نداشتند اما حتما عبارت  کرم از خود درخته را بارها وقتی دختری به پسری که در خیابان مزاحمش شده خطاب به آن دختر دیدید و شنیدید و شاید خودشان بارها تجربه‌اش کرده باشند و برای فرار از شنیدن چنین حرف‌هایی ترجیح دادند راه حرکتیشان را تغییر دهند اما اعتراضی نکنند چرا که همیشه یکی جایی بوده که بگوید: هیس! دخترها اعتراض نمی‌کنند! هیس! اگر حرف بزنی همه تو را مقصر جلوه می دهند

این فیلم  اگرچه به موضوعی می‌پردازد که بسیاری فکر می کنند همه‌گیر و شایع نیست اما آینه‌ی تمام‌نمای جامعه‌ی ماست  نمی دانم باید به همین راحتی گذشت  از این‌که موضوع تجاوز به کودکان آمار اسف‌باری دارد. باتوجه به این‌که خانواده‌های بسیاری به خاطر سکوت مادام‌العمرشان هرگز در این آمارها نمی‌آیند!

و نکته ای دیگردر مورد  پدر و مادرهای بی تفاوتیست که از فرزندان خود دور شدند ازمسائل کودک و نوجوان خودشان ناآگاهند.، این دوره فرزند داری با شرایط فرهنگی جامعه ی ما خیلی سخت از سالهای قبل است، وقت باید خیلی بیشتر از گذشته ها گذاشت شاید خیلی از پدران به نوع بزرگ شدن خودشان می نگرند و می گویند ما اینطور  بودیم و این کار رو کردیم و از فرزندشان انتظار رشد ،بسان خودشان را دارند( اما این روزها با این دنیای الکترونیکی و با اینکه رابطه ها نزدیک شده است بهتر است پدر و مادران هم اطلاعات خودشان را بالا ببرند و از چگونه استفاده کردن از بیشتر برنامه های ارتباطی رایج در جامعه ودنیای کودک و نوجوان خود آگاه باشند )

البته در جامعه ی ما هیچ تلاشی برای آموزش به پدر و مادران نمی شود و با این نظام آموزشی که در دوره های تحصیلی فرزندان موجود است انتظاری بیش هم نمی رود نه فرزندان آگاه می شوند و نه والدین....

مسئله اساسی دیگر در مورد این فیلم ، حساسيت نسبت به قانوني است كه نمي‌تواند از يك قرباني مجرم حتي به مقدار لازم دفاع كند و درنظرگرفتن مجازاتش تخفيف ايجاد كند.شايد اگر اين تخفيف انجام  مي‌گرفت هدف  این فيلم محقق نمي‌شد و تازه قصه مرموزتر مي‌شد به اين صورت كه پسری، قرار بوده با دختری ازدواج كند و الان فهميده كه قبلا مورد تجاوز قرار گرفته چگونه قبول میکند در صورت زنده ماندن ادامه زندگي دهند واز نظر فرهنگی باید به این موضوع دقت کرد و باید نظام خانواده و فرهنگي كه حاكم است دقت کرد و این موضع که كنار آمدن با آن از جانب هر‌كسي آسان نيست و توجيهات خاص، رواني و اجتماعي و محيطي خود را می پذیرد. لذا خانم کارگردان بهتر مي‌بيند در عين نگراني نسبت به سرنوشت قرباني که مجرم هست، به اصل قانون حمله كند و موضوع را بيش از اين کش و قوسش ندهد.

هر چند در اين فيلم می بینیم كه آن فرد مورد نظر(نامزد شیرین)، تلاش زيادي براي نجات نامزدش  انجام مي‌دهد.در سکانسی از فیلم ،در يك جا مردي كه نامزدش دست به قتل زده براي اينكه آدرس يك فردی را بگيرد بنزين به همراه خود مي‌برد و با تهديد به آتش زدن مغازه و آن فرد ، آدرس را ازش مي‌گيرد.، آيا نباید به این فکر کرد که نقش نهادهاي مسوول چیست، يا بي توجهی اين نهادها به سرنوشت انسان هاو  انجام فعاليت‌هايي در قالب قانوني كه ضعف دارد يا ضرورت پيگيري و انجام كار از جانب خوده افرادی که به نحوی دارای شاکی هستند حتي در جاهايي كه ممكن است از پس آن بر‌نيايند ومتوسل به ابزار خاصي می شوند. جاي بسی سوال دارد ،اين در صورتیست  كه اين كارها را يك فرد مسوول  خیلی راحتر مي‌تواند انجام دهد و در اينجا اين فيلم این را میگوید كه حق گرفتني است و اين القاء را به مخاطب مي‌دهد كه كار فرد قرباني سوءاستفاده جنسي قرار گرفته به نوعي درست بوده چرا كه درجایی ديگر اين حق را به نامزد آن قربانی مي‌دهد كه بنزين با خود ببرد و با زور كارش را دنبال كند چرا كه قانون ضعف هایی دارد و نمي‌تواند از حقوق انسان‌ها به نحو احسنت دفاع كند.

حتي اگر در اين مراکز،حتی اگر مسوول پرونده در حال بررسی انسانی متعهد و دلسوز و اگاه و مهربان هم باشد گرفتن حق درست و مطلوب حقوق افراد، به قانون مناسب بر مي‌گردد.

در پایان باید بگویم که این یکی از دیالوگ های فیلم هست: « از کی دفاع کنم؟ از یه جسد! ، من مُردم، من تو 8 سالگی مردم چون کسی نبود حرفامو بشنوه... همین خط را بگیرید و تا آخر بروید!