بايد باشي....

می گویی ته بي حوصلگي هايم گير كرده ام...

وقتي به من و اخم هاي در هم تنيده ام مي نگري دوست داشتني تر مي شوي...

 و پشت سرهم بودنت رو فرياد ميزني ...

نگفتم ..!ميدانم! وقتي كه اخم ميكني دوست داشتني تر مي شوي ،

حرف نزده! قانعم....

بودنت،از واجبات است .....

مثل هوا!

مثل آب..!

تو بايد باشي ...

جان مي دهم براي لحظه لحظه هاي بودنت.... ...

اخم هايت باز ميشوند....

 دل قرص باش ...!!

اينجا كسي پر رو نمي شود...!

.

.

.

و من هنوزم به درمانگاه چشم هايت ايمان دارم

تو كه نباشي سده با جمعيت بيست و اندي هزار نفريش خالي خاليست