و دوباره بهار با تمام زیبایش آمد

و من هم تصمیم گرفتم برای مدتی هم که شده رختی نوبر تن وبلاگم بکنم و و ترانه ای جدیدی برایش بگذارم تا او هم مثل ما از تکرار خسته نشه 

.........................................................................................................................................

یکم خودمانی تر:

وقتی یه نگاه به تقویم میکنم و میبینم دیگه چیزی نمونده امسال هم تموم بشه! و روزها و سالها در گذرند دقیقا مثل خود ما..

و زمزمه این ترانه واجب می شود:

بوی عیدی،بوی توت بوی کاغذرنگی بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ نو

بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ با اینا زمستونو سر می‌کنم با اینا خستگی‌مو در می‌کنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب با اینا زمستونو سر می‌کنم با اینا خستگی مو در می‌کنم فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها با اینا زمستونو سر می‌کنم با اینا خستگی‌مو در می‌کنم عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب با اینا زمستونو سر می‌کنم با اینا خستگی‌مو در می‌کنم بوی باغچه،بوی حوض عطر خوب نذری شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

 نمیدونم این عقربه های ساعت با هم مسابقه دارند که اینطور دارند لحظه های عمر ما رو رقم میزنند

بوی عید و همون بوی پایان سال یه بوی خاصیه خرید عید، خونه تکونی که از همش مهمتره

نمیدونم یه نگاه به دل هامون هم انداختیم ببینیم توش چه خبره ،نکنه دلمون پر از گرد و غبار باشه و ما نریم سراغش، ما که هرسال خونه تکونی دل میکنیم اگر نمیکردیم دیگه چی میشد

گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداس

ولی نمیدونم چرا گاهی اینطوری گاهی نه!!

از همه اینها که بگذریم چه شوری داره حلول سال نو و مراسمات قبل از سال نو

هر کسی به یه طریقی دنبال اینه که تغیراتی رو داشته باشه هر چند ناچیز

یه جای دیگه هم خوندم کاش فقط تواین ایام پدرومادری شرمنده بچه هاش نشه

و کاش همه میتونستن یه سال نو و جدید رو با یه شکل شروع میکردن و نه با حسرت و اه نیومدن سال ...جدید  

و بودن کسانی که پارسال این موقع مثه همه آدمها داشتن مقدمات شروع یه سال جدید رو فراهم میکردن ولی دیگه اجل مهلت نداد تا عید های بعدی رو هم ببینن ولی اونها هم گلهایی بودن که زود پرپر شدن ولی میشه با یادشون  اونا رو هم به جشن وشادی خودمون بیاریم

و خدایا

...اگر ما گناهی کردیم از سر جهالت بوده تو از کرم ببخش و فقط آنی ما را به خودمان وامگذار که هیهات