باستانی

خلاصه ات که می کنم

گربه ای می شوی رها شده بر دیواره ای بلند

 که هول افتادن  لاغرت می کند

ملوسک باستانی ام !

تو بوی گربه نمی دادی

 یادا، یادا  ،اهتزار پلنگت -

 بر بام چهار سوق دنیا!

---------

مرثیه ی روز مرگی هایم(رها شده بر دیواره ی بلند زمان)

آن جست و خیز چابک

برچینه های کوتاه- یادت هست؟