اثری از استاد محمد علی بهمنی
باستانی
خلاصه ات که می کنم
گربه ای می شوی رها شده بر دیواره ای بلند
که هول افتادن لاغرت می کند
ملوسک باستانی ام !
تو بوی گربه نمی دادی
یادا، یادا ،اهتزار پلنگت -
بر بام چهار سوق دنیا!
---------
مرثیه ی روز مرگی هایم(رها شده بر دیواره ی بلند زمان)
آن جست و خیز چابک
برچینه های کوتاه- یادت هست؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت 15:54 توسط مجتبی( 7 )
|