به وقت ساعتم 55/5 است- به وقت دلم 7 - به وقت سكوت 45/6

من بازيچه ي زمانم....

آدامس حرفهايم را قورت داده ام و ميكشم دل درديش را....

آري امروز حتي از ناودان ، صداي باران هاي  عاشقانه را نپرسيدم- حتي صحبت باران با برف را...

من هنوزم كه هنوز است مديريت دلم را بلد نيستم..!

و هنوز هم نمي دانم چطور مي شود نقش بازي كرد.

و آيا نگاه گرامر مي خواهد يا نه؟

..

.

به وقت رفتنم، ساعت 9 بندري مي رقصد ..پس من رفتم...

من رفتم ....مي روم جايز نيست!